خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
569
نهج البلاغة ( فارسي )
و در مغاك خوارى و مذلتتان افكندند ، و در ورطهء هلاكتان سرنگون ساختند و با تنى مجروح پايمالتان نمودند . نيزهها در چشمانتان ، نشاندند و گلوهايتان را بريدند و بينىهايتان را خرد كردند بدين قصد كه شما را بكشند و مهار در بينى كرده به سوى آتشى كه برايتان مهيا شده است بكشند . پس شيطان به سبب آسيب رساندنش به دين شما و آتش افروزيش در دنياى شما بزرگتر از كسانى است كه به نبردشان برخاستهايد و براى پيكار به آنان آرايش لشكر دادهايد . پس همهء سعى خود را بر دفع او گماريد . به خدا سوگند كه او بر پدر شما فخر كرد و بر حسب و نسب شما عيب گرفت و سوارانش را بر سر شما آورد و پيادگانش را بر سر راهتان بداشت . چنان كه ، در هر جا شكارتان مىكند و سر انگشتانتان را مىبرد . به هيچ حيله خود را در امان نتوانيد داشت و به هيچ افسون دفع آن نتوانيد كرد . در لجّهء خوارى گرفتار ماندهايد ، در چنبر تنگى افتادهايد و در عرصهء مرگ و فنا و جولانگاه بلا اسير شدهايد . آتش عصبيت و كينههاى جاهلى را كه در اعماق دلتان كمين گرفته است ، خاموش سازيد كه اين حميّت براى مسلمانان از خطرهاى شيطان است و از خودكامگيها و تباهكاريها و وسوسههاى اوست . بر آن مصمم شويد كه فروتنى را بر فرق خود جاى دهيد و تكبر و خودخواهى را زير پاى افكنيد و خودكامگى را از گردنهايتان فرو هليد . فروتنى را چون مرزدارانى ميان خود و دشمن بگماريد ، يعنى ميان خود و شيطان كه او را از هر ملت و قومى لشكرها و يارانى است . چه پياده و چه سواره . و مباشيد ، همانند آن كس كه بر برادر خود كبر ورزيد ( 1 ) بىآنكه ، خدا او را بر برادرش فضيلتى داده باشد . جز آنكه كبر و خودپسندى كه از حسد برخاسته بود ، بر او روى نهاد و حميّت در دل او آتش غضب افروخت و شيطان در بينى او باد غرور دميد . خداوند كيفر او را پشيمانى داد و گناه همهء آدمكشان را تا روز قيامت بر گردن او نهاد . بدانيد كه شما در ستمگرى سخت پيش رانديد و در زمين فساد كرديد كه هم بصراحت با خدا در افتاديد و هم در نبرد روياروى مؤمنان قرار گرفتيد . خدا را ، خدا را ،
--> ( 1 ) . مراد ، قابيل پسر آدم است .